ما ادم ها ، همه به نقطه ای برای متمرکز شدن نیازمندیم . همه همه مان . دوتا نقطه نه .. یک نقطه !دیشب خواب ِ بچه های سرزمین گمشده را دیدم . مریم . رها .. حتی شروین .خواب دختر 4 یا 5 ساله که دوست داشتنی بود و میخواست برای همیشه مادرش باشم ! و هرچه اصرار کردم دکتر را به عنوان پدرش قبول کند نشد که نشد و رفت دستش را صاف گذاشت توی دست دلقک بد اخلاق و .. چه قدر بغلش کردم . چه قدر شیرین بود برایم . دارم میرم دوش بگیرم و بعد .. دختر خوبی نباشم .
*حرف هایم را وقتی برگشتم میزنم.
برچسب:
نویسنده: سجاد اسماعیلی
تاريخ: سه
شنبه
3 اسفند
1395 ساعت: 19:17