-
تاریخ: 1401/11/5 ساعت: 15:56
[unable to retrieve full-text content]:) واقعا به همین سرعت 5 سال گذشت؟
Teddy Bear
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 19:17
بیا با ترس هایمان رو به رو شویم . من با خودم . تو با دوباره پرت شدن به ته ته کمد . بیا با ضعف هایمان مواجه شیم .xa0 من با این لرزش قدیمی دستانم . تو با لال بودن ازلی ات . بیا با درد هایمان مواجه شویم .xa0 من با جهان . تو با وقت هایی که به عنوان بالش ازت استفاده میکنم . بیا با ناتوانی هایمان مواجه شو...
ILL
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 19:17
از ترس بیشتر شدن این درد لعنتی هی پایمان را " کج " گذاشتیم و در نهایت درد تا زانویمان رخنه کرده است ! این به کنار ،همین دیشب ، کسی سرم داد زد . نه یک بار . نه دو بار .. و نمیدانم چرا گوشی ِلعنتی را به گوشم چسبانده بودم ! سر درد گرفتیم تا ساعت ها xa0از صدای این فریاد های عاشقانه ! خر نیستیم اقا جان. ...
school time
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 19:17
12 سالxa0ِ آزگار مدرسه رفتیم و احدی چنین برخود کودکانه ای باهامون نداشته تا به امروز . به وقیحانه ترین حالت ممکن فرمودن اولیا بیان کارنامتونو بگیرن . اگر دفه قبل اشکxa0ِ مدیرمون رو در نیاورده بودم و بعدش به موسس مون ! قول نداده بودم تکرار نکنم قطعا چیزی بهش میگفتم که باز هم بشینه زار زار وسط سالن گر...
نـ
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 19:17
دستاش تو جیبش بود . یه عینک هم رو چشمش . عینک طبی . بش میومد . بامزه تر شده بود . نشست روی نیمکته.لبامو جمع کردم .چشامو ریز تر کردم و زل زدم بش.دلم واسش تنگ شد . برا تنا دفه ای که بغلش کردم از ترس.برا روزایی که دوسش داشتم و با هم شاهین میخوندیم . برا وقتایی که دستمو میدادم گاز بگیره تا کاری به لپ ها...
نقطه ی ثقل
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 19:17
ما ادم ها ، همه به نقطه ای برای متمرکز شدن نیازمندیم . همه همه مان . دوتا نقطه نه .. یک نقطه !دیشب خوابxa0ِ بچه های سرزمین گمشده را دیدم . مریم . رها .. حتی شروین .خواب دختر 4 یا 5 ساله که دوست داشتنی بود و میخواست برای همیشه مادرش باشم ! و هرچه اصرار کردم دکتر را به عنوان پدرش قبول کند نشد که نشد و...
قانون
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 19:17
آدم هایی که خیلی با شخصیت و مودب و همه چیز اند ، جایی ، در خلوت شان ، با یک سری افرادxa0ِ خاص ، جبران این با شخصیت و خوب بودن را میکنند . برعکس آدم هایی که به چشم مان بی تربیت و بد می آیند جایی در خلوت شان با یک سری افرادxa0ِ خاص ، جبران این بی ادب بودنشان را میکنند . دسته ی دوم را میپسندم. دسته ی ا...
از اینجا تا من سالهای سال فاصله است
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 19:17
xa0 عکسای اوایل آشنایی مون رو دیدم . دلم واسه خودم و تو و همه چی تنگ شد . چه قدر ناز بوده همه چی . چه قدر سرمون مثه کبک زیر برف فرو رفته بوده ! چه قدر حقیقت هارو نمیدونستیم . چه قدر فقط با جنبه های خوب همدیگه آشنا بودیم . چه قدر با ناز سرمو رو سینه ات گذاشته بودم . چه قدر همه چیز رویایی و فنسی فنسی ...
:)
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 19:17
شادم خدا ..xa0 خیلیxa0شادxa0 . بعد از مدت ها از ته ته ته دلxa0شادم .انگار هیچ اتفاق بدی تالا نیفتاده . دارم مثه یه آدم نرمال و هپی مپی زندگی میکنم . انگار زمان برگشته به عقب و همه چیز درست سر کجاش قرار گرفته . تولد هادی ، بهترین پایان برا امشبxa0َم بود . خیلی خیلی خوش گذشت خیلی زیاد ! البته قبلش هم ...
7
-
تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 19:17
تالا شده یکی با کنترل از راه دور دلتونو بشکنه ؟ ینی آدمی که تقریبا یه ساله دیگه وجود نداره تو دنیاتون ، بدون اینکه کلامی با هم حرف بزنید یا همدیگه رو ملاقات کنید یه دکمه رو فشار بده و دلتون بگه تلق .. بشکنه ؟ خب فردی در مسلک ریاست ، این کارو کرد . دس خوش به رفیقام . به دوستام :) که چه قدر دوستشون دا...